کودکان بد سرپرست به کودکانی گفته میشود که والدینشان رفتار مناسبی با آنان ندارند و از نیازهای عادی و پیش پا افتاده محروم میباشند. این سوء رفتار و رفتار نامناسب والدین با کودک هم میتواند جسمانی و هم روانی باشد که در نتیجه باعث میشود تا پیامدها و مشکلات زیادی برای کودک در آینده به وجود بیاید و خودشان و جامعه دچار آسیبهای متعددی شوند. از آنجایی که والدین این کودکان رفتار مناسبی با آنها ندارند مسئولیت تربیت کودکان بد سرپرست میتواند توسط اطرافیان کودک و یا هر یک از نهادهای مربوطه انجام شود. از این جهت آشنایی با آسیبهایی که ممکن است کودک با آنها مواجهه شود و روشهایی برای بهبود این وضعیت بسیار حائز اهمیت است. در ادامه بیشتر درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد پس همراه ما باشید.
منبع: کودکان بد سرپرست
در ابتدا باید توجه داشت که بین کودکان بد سرپرست و بی سرپرست تفاوتهایی وجود دارد و این دو اصطلاح به یک معنی نیستند. کودکان بیسرپرست افرادی هستند به هر دلیلی والدینشان را از دست دادهاند اما منظور از کودک بد سرپرست، کودکی است که والدینشان رفتار مناسبی با او ندارند، به طوریکه هیچ توجه و احساس مسئولیتی نسبت به فرزند خود نداشته و با او بدرفتاری میکنند و حتی ممکن است او را مورد آزار و اذیت جسمی و روانی قرار دهند.
از جمله عواملی که میتواند منجر به بد سرپرستی از کودک شود شامل موارد زیر است.
این کودکان در شرایطی خالی از عشق، محبت و درک همدلانه والدین بزرگ میشوند و همین مسئله میتواند مشکلاتی را برای آنها در آینده ایجاد کند. انتقال این کودکان از محیط خانواده به محیطی که کمتر آسیبپذیر است میتواند بسیاری از این مشکلات را کاهش دهد، با این حال به دلیل شرایطی که کودک تجربه میکند ممکن است دچار آسیبهایی میشود.
کودکان بد سرپرست معمولا همیشه در خانواده سرکوب شدهاند و فرصتی برای نشان دادن تواناییها و استعدادهایشان نداشتهاند. بدرفتاری و سوء رفتاری که با آنها میشود باعث خواهد شد تا عزت نفس و اعتماد به نفسشان زیر سوال رود و به نوعی تخریب شوند. همین مسئله به تنهایی خودش میتواند زمینهساز مشکلات و آسیبهای دیگر باشد.
میتوان گفت به دلیل شرایطی که یک کودک بد سرپرست تجربه میکند، اضطراب و استرس اولین مسئلهای است که کودک با آن مواجهه میشود و حتی این موضوع در آینده هم برای فرد مشکلاتی ایجاد میکند. به نوعی فرد دچار یک اضطراب فراگیر میشود که در همه دورانهای زندگیاش این اضطراب همراهش باقی میماند. برای آگاهی بیشتر درباره کاهش اضطراب کودکان کلیک کنید.
پرخاشگری و خصومت میتواند به دو علت رخ دهد. بدرفتاری والدین باعث میشود تا کودکان احساس پرخاشگری زیادی بکنند اما از آنجایی که نمیتوانند این پرخاشگری را بروز دهند دچار یک خصومت سرکوب شده میشوند و خشم خود را درونریزی میکنند. همچنین طبیعی است که کودکان وقتی شرایط خودشان را با سایر همسالانشان مقایسه میکنند دچار پرخاشگری نسبت به والدین، محیط و جامعه میشوند. این احساس خصومت سرکوب شده و پرخاشگری میتواند برای همیشه درون فرد باقی بماند و در سایر جنبههای زندگی و روابطش تاثیر منفی بگذارد.
برخی از کودکان بجای اینکه دچار مشکلات برونریزی مانند پرخاشگری شوند، این مسائل و مشکلات را در درون خودشان میریزند. در اصطلاح به این دسته افراد، کودکان درونریز میگویند. رایجترین مسئلهای که کودکان درونریز با آن مواجهه میشوند، افسردگی و احساس تنهایی است. این مسئله باعث میشود تا این افراد تمایل داشته باشند که همیشه از جامعه و دیگران اجتناب کنند و میل به ارتباط با فرد دیگری نداشته باشند. به مرور زمان این افسردگی و احساس تنهایی میتواند گسترش پیدا کند و تا بزرگسالی همراه فرد باقی بماند. برای اطلاع از روند درمان افسردگی کلیک کنید.
از آنجایی که این افراد در کودکی نتوانستهاند دلبستگی ایمنی را تجربه کنند و مورد محبت و عشق والدین قرار بگیرند، نمیتوانند احساسات و هیجانات خودشان را به درستی بیان کنند.
برخی از این افراد در کودکی و همچنین در آینده نسبت به مراجع قدرت و قوانین اجتماعی مقابله و نافرمانی میکنند و حتی در برخی موارد ممکن است دچار مشکلاتی نظیر اختلال شخصیت ضد اجتماعی بشوند. با انجام این رفتارها و مقابله کردنها به نوعی پریشانی و احساس خصومت خودشان نسبت به جامعه و محیط را تخلیه میکنند.
به دلیل خلاءهای عاطفی که این افراد در طول زندگی تجربه کردهاند، ممکن است به هر فردی که وارد زندگیشان میشود وابستگی شدیدی پیدا کنند و بدون حضور آن فرد عملکرد زندگی روزانهشان مختل شود.
محیط خانواده برای این کودکان مناسب نیست و هرچه بیشتر در آن محیط باقی بمانند بیشتر آسیب میبینند. در چنین شرایطی میتوان با اطلاع دادن این وضعیت به اورژانس اجتماعی و در صورت صلاحیت نداشتن والدین میتوان کودک را از خانواده به محیط ایمنتری منتقل کرد چراکه در این وضعیت، نبود والدین برای سلامت کودک بهتر است.
از آنجایی که این افراد معمولا والدین مناسبی ندارند، کاملا مستعد بزهکاری و مشکلات زیادی در جامعه هستند. از این جهت آموزشهای فرهنگی اجتماعی توسط نهادهای دولتی و سازمانهای مردم نهاد میتواند قدم موثری جهت بهبود وضعیت این کودکان باشد.
پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. از همان ابتدا اگر کودک با یک روانشناس ملاقات داشته باشد و با او گفتگو انجام گیرد میتوان انتظار داشت که جلوی بسیاری از آسیبهای احتمالی گرفته شود و یا بسیاری از آسیبهای ایجاد شده کاهش یابد. همچنین حضور در گروه درمانی همسالان میتواند باعث شود تا فرد از احساس تنهایی و احساس قربانی بودن رهایی پیدا کند. با این حال اگر در اطرافیان خود کودکانی را میبینید که بد سرپرست هستند لازم است که شرایط را برای بهره بردن کودک از مشاوره فرآهم نمایید. برای اطلاع از روند دریافت مشاوره کودک کلیک کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
آیا همه کودکان بد سرپرست دچار پریشانیهای روانشناختی میشوند؟
سلامت روان به عوامل مختلفی بستگی دارد که با توجه به هر شخص و شرایطش متفاوت است اما از آن جایی که کودکان بد سرپرست معمولا زندگی دشوار و بدون رضایتی را تجربه میکنند به احتمال بیشتری دچار مشکلات و پریشانیهای روانشناختی میشوند.
منبع: کودکان بد سرپرست
اختلال استرس پس از سانحه در کودکان خیلی سادهتر از بزرگسالان ممکن است ایجاد شود. کودکان موضوعات بیشتری برای ترسیدن دارند و بعد از یک رویداد استرسزا باید وضعیت کودکان را حتما بررسی کرد. این نوع اختلال درست بعد از یک حادثه استرس زا ایجاد میشود. از آن جا که نشانه های استرس پس از سانحه در کودکان متفاوت است، باید از کمک متخصصین روانشناسی کودک استفاده نمایید. متخصص پس از بررسیها به شما و فرزندتان جهت حل این مساله کمک خواهد کرد. برای دریافت خدمات مشاوره کودک کلیک کنید.
منبع: اختلال استرس پس از سانحه در کودکان
همه انسانها در طول زندگی خود، تجربه رویارویی با حوادث و اتفاقات ناخوشایند را کسب میکنند. بااینحال بعد از گذشت مدتی از وقوع حادثه ناراحتکننده، اکثر افراد به روند زندگی عادی خود بازمیگردند. این در حالی است که تعدادی از آنها نیز دچار تروما میشوند. جای تعجب نخواهد بود که کودکان به دلیل تجربه کمتر و ضعف مکانیسمهای مقابلهایشان، بیشتر در معرض روبهرو شدن با تروما هستند. بر طبق نظر متخصصان، تروما به تأثیر منفی و بدی که یک واقعه در کودک بر جای میگذارد، اشاره دارد. بهعبارتدیگر، منظور از تروما برای کودکان هم خود رویداد منفی و هم صدمه جسمی یا روانی ناشی از آن است.
شدت حوادث برای بزرگسالان و کودکان بسیار متفاوت است. درنتیجه گاهی ممکن است اتفاقی برای کودک تبدیل به تروما شود که ازنظر بزرگسالان بار روانی زیادی نداشته است. به همین دلیل، آشنایی با جزئیات حوادث تروماتیک برای کودکان بسیار اهمیت دارد.
برای آشنایی با عوامل وحشت و ترس کودک کلیک کنید.
عملاً، همه آدمها در زندگی خود حداقل یک ترومای بزرگ را تجربه میکنند؛ اما باید توجه کرد که ادراک یک حادثه بهعنوان تروما کاملاً منحصربهفرد است. بهعبارتدیگر، ویژگیهای شخصیتی اشخاص، مهارتهای مقابلهای برای کنترل استرس و میزان آسیبپذیری آنها مشخصکننده ادراک تروما است. طبیعتاً سن افراد در هنگام رویارویی با تجارب آسیبزا، تأثیر زیادی بر عوامل ذکرشده دارد. برای مثال ممکن است فرد بزرگسالی پس از مرگ اعضای خانوادهاش در یک حادثه، تروما را تجربه نکند اما یک کودک تنها با آگاهی یافتن از طلاق والدین خویش نشانههای مواجهه شدن با تروما را از خود نشان دهد.
بهطورکلی میتوان چهار ویژگی را برای تروما در نظر گرفت:
برای آشنایی با سایر علل استرس در کودکان کلیک کنید.
بعد از بروز حادثه تروماتیک، ممکن است افراد به سه شیوه واکنش نشان دهند:
همانطور که بیان گشت، عامل اصلی ابتلا به اختلال استرس پس از حادثه یک رویداد تروماتیک است. این اتفاق معمولاً از محدوده تجربههای عادی زندگی انسانی فراتر است و شخص را دچار احساس ناتوانی میکند. هر چه تجارب فرد در مقابله با تنشهای زندگی بیشتر باشد و یا مهارتهای دفاعی بهتری را در مواجهه با استرس به کار بگیرد، کمتر احتمال دارد دچار تروما میشود؛ بنابراین، طبیعی است که کودکان ششساله یا کمتر، در معرض خطر بیشتری برای تجربه تروما باشند.
کودک ممکن است با قرارگیری در معرض یک یا چند رویداد زیر دچار اختلال استرس پس از سانحه شود:
کودک ممکن است به یکی از روشهای زیر در معرض رویدادهای ذکرشده قرار بگیرد:
بعد از پایان حادثه ناخوشایند، کودک ممکن است به مدت یک ماه یا بیشتر دچار یادآوری خاطرات تکراری از حادثه، آنهم بهصورت غیرارادی و آزاردهنده شود. این خاطرات ممکن است در خوابهای کودک بازنمایی شود؛ درنتیجه کودکی دچار بدخوابی یا سایر مشکلات خواب میگردد. علاوه بر این، احتمال دارد کودک رفتارهایی از خود نشان دهد که انگار همین لحظه در حال تجربه دوباره تروما است. در این شرایط استرس و تنشهای مداوم، دست از سر کودک برنداشته و سلامت روانی او را تهدید میکند. همچنین اشیاء یا موقعیتهایی که یادآور حادثه آسیبزا هستند میتواند باعث ایجاد واکنشهای روانی یا جسمی شدید در کودک گردد.
کودک سعی میکند از مکانها، فعالیتها و یا هر محرکی که یادآور رویداد ناخوشایند برای او است، دوری کند. همچنین ممکن است از صحبت با اطرافیان، تعامل با همسالان و سایر ارتباطات اجتماعی اجتناب کند.
حالت هیجانی منفی همچون ترس، غم، سردرگمی و شرم بهصورت چشمگیری در کودک افزایش مییابد. ممکن است نسبت به فعالیتهایی که قبلاً برای او لذتبخش بوده، کاملاً بیعلاقه شود. در این شرایط، کودک معمولاً گوشهگیری کرده و بهندرت میتوان عواطف مثبت را در او مشاهده کرد.
معمولاً کودکانی که دچار تجربه تروما شدهاند، زودرنجتر میشوند. آنها همواره گوشبهزنگ به نظر میرسند و دائماً مراقب اتفاقات اطراف خود هستند. این کودکان بهسرعت از جا میپرند و نمیتوانند تمرکز خود را بر درس و تکالیف خود حفظ کنند.
بیشتر بخوانید: اختلالات روانی کودکان
پس از تجربه تروما، بهتر است کودک را به متخصصین سلامت روان ارجاع داد تا با دقت به تشخیص نوع واکنش او به تروما پرداخته و احتمال بروز اختلال استرس پس از سانحه را در وی بسنجد. همچنین توصیه میشود برای مؤثر بودن درمان، از رواندرمانگران حوزه کودک و نوجوان کمک گرفت. این متخصصین بهخوبی از ویژگیهای رشدی سنین مختلف آگاهاند. درنتیجه، درصورتیکه کودک حاضر به صحبت درباره اتفاق ناراحتکننده نباشد، با استفاده از روشهایی همچون بازیدرمانی، قصه درمانی، نقاشی و … به بهبود علائم در وی کمک کنند.
معمولاً بهترین رویکرد برای درمان اختلال PTSD، رفتاردرمانی و نیز درمان شناختی_رفتاری است؛ زیرا باید به کودکان یاد داد افکار و هیجاناتی که بهطور ناخواسته و مداوم به ذهنشان میآید را کنترل کرده و با آنها مقابله کنند.
بهترین روش برای پیشگیری از ایجاد این اختلال در کودکان، مراقبت از آنها، جلوگیری از قرار گرفتن در معرض موقعیتهای خطرآفرین و همچنین آموزش مهارتهایی برای مقابله با شرایط استرسزا است. اقدامات زیر میتواند مثالهایی از راههای پیشگیری در کودکان بهحساب بیاید:
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
حرف زدن با جنین یکی از راههای تقویت پیوند رابطه مادر و فرزندی است که میتواند بر رفتارهای نوزاد پس از تولد نیز تأثیر بگذارد. از جمله تاثیرات صحبت کردن با جنین میتوان به بهبود سیستم شنوایی، بهبود ارتباط شفاهی و سازگاری بیشتر با محیط پس از تولد اشاره کرد. اما شاید برای برخی مادران دشوار باشد که با موجودی که هنوز به دنیا نیامده ارتباط برقرار کنند یا ندانند که باید در مورد چه چیزهایی با او حرف بزنند. ممکن است این کار ابتدا برای شما کمی دشوار باشد اما بدانید حرف زدن با جنین به آرامش خود شما نیز منجر خواهد شد و به بهبود احوالاتتان کمک میکند. ما در ادامه به 5 روش مختلف برای حرف زدن با جنین اشاره کردهایم. برای آگاهی از این روشها تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.
منبع: حرف زدن با جنین
حرف زدن با جنین نه تنها در شکل گیری و تقویت ارتباط والد فرزندی تأثیر میگذارد بلکه میتواند در رشد کودک نیز موثر باشد. ما در ادامه به مهمترین آثار مثبتی که در این زمینه وجود دارد اشاره کردهایم.
مطالعات تحقیقاتی نشان میدهند آغاز رشد گوشها و فعالیت آنها اولین بار در بارداری و از هفته 25 ام آغاز میشوند. برخلاف بینایی که تا پس از تولد نوزاد قابلیت رشد و گسترش چندانی ندارد؛ در دوران جنینی در درون گوشهای نوزاد موهای ریزی شروع به رشد میکنند که برای تحریک شدن توسط دنیای بیرون تنظیم میشوند. در نتیجه حرف زدن شما با جنین میتواند سیستم شنیداری او را تحریک کرده و به تکامل هرچه بهتر آن کمک نماید. با این حال مراقب باشید که گوش جنین در برابر صداهای بیش از 60 دسی بل بسیار حساس است و ممکن است آسیب ببیند در نتیجه در این دوران از رفتن به مکانهای بسیار پر سر و صدا نظیر کنسرتها خودداری کنید.
تنها به دلیل اینکه جنین در درون شما رشد میکند نباید تصور کنید که او شما را میشناسد. برای ایجاد یک پیوند عاطفی عمیق و سالم لازم است که از همان دوران جنینی به طور منظم با فرزندتان حرف بزنید و از امید و اشتیاق خود برای او بگویید. نتایج یک مطالعه پژوهشی نشان میدهد کودکان در رحم نیز میتوانند احساسات مطرح شده با آنها را درک کنند. در نتیجه حرف زدن میتواند ارتباط عاطفی دوجانبهای را میان شما شکل داده و پس از تولد احساس صمیمیت و نزدیکی بیشتری را فراهم میسازد.
شاید برایتان باور نکردنی باشد که کودک پس از تولد بتواند آنچه شما در طول دوران بارداری برای او تکرار میکردید را به یاد بیاورد. اما مطالعاتی که روی نوزادان انجام شده این موضوع را تأیید میکنند. برای مثال پژوهشها نشان میدهند نوزادان بعد از شنیدن جملاتی که در دوران بارداری میشنیدند زودتر آرام میشوند و یا با تغییر ریتم مکیدن پستانک به نوعی به آنها واکنش نشان میدهند.
اختصاص دادن زمانهایی در طول روز برای حرف زدن با جنین همراه با همسر میتواند ارتباط میان زن و شوهرها را نیز بهبود ببخشد. این مسئله به خصوص برای زوجینی که روزهای شلوغی را میگذرانند و وقت چندانی برای بودن در کنار هم ندارند بسیار مفید است. اگر شرایط آرام باشد حرف زدن با جنین میتواند زمینه ساز این شود که بتوانید در مورد مسائل حل نشده با یکدیگر گفتوگو کنید و روابط خود را تقویت نمایید.
بسیاری از مادرها نمیدانند چگونه میشود با فرزندی که در رحم دارند ارتباط برقرار کنند و صمیمیت مناسبی را شکل دهند. ما در ادامه بهترین روشهایی که در این زمینه توصیه میشود اشاره کردهایم. جهت تکمیل اطلاعات خود میتوانید مشاوره کودک دریافت کنید.
صحبت کردن با جنین شاید در ابتدا برای مادران کار عجیبی به نظر برسد اما وقتی شروع به حرف زدن با کودک میکنید به مرور پیوندی نامرئی میانتان شکل میگیرد که شما را به سمت ارتباط بیشتر سوق میدهد. در این شرایط میتوانید آرزوها و اشتیاقهای خود را با کودک در میان بگذارید و وقایع پیرامون را برای او بازگو کنید. اگر در اطرافتان اتفاقات ناخوشایندی رخ میدهد یا سر و صداهای زیادی وجود دارد با فرزندتان صحبت کنید و به او اطمینان دهید که اینها چیزی نیست و اوضاع خوب است.
پرورش احساس امنیت از همان دوران بارداری میتواند در روحیه کودک تأثیر بسیاری بگذارد. زیرا کودکانی که در دوران بارداری تحت فشار محیط استرسزای زیادی بودند پس از تولد ناآرامیها و کج خلقیهای بیشتری را از خود نشان میدهند.
پخش موسیقیهای ملایم برای جنین میتواند در ایجاد احساس آرامش در او تأثیر بسزایی داشته باشد. اگر با ریتمهای ملایم حرکت کنید و سعی کنید هماهنگ با موسیقی احساسات درونی خود را به واسطه حرکات یا همان رقصهای ملایم به نمایش بگذارید احساس آرامش و شادی بیشتری را برای فرزندتان فراهم میکنید. جالب است بدانید فیلمهای سونوگرافی 4 بعدی نشان میدهند وقتی مادران شروع به رقصیدن میکنند جنین نیز حرکات مشابهی را از خود نشان میدهد که انگار او نیز شروع به رقصیدن میکند!
حال که میدانیم کودکان در دوران بارداری نیز از توانایی شنیداری برخوردارند؛ چرا از موسیقی برای ایجاد ارتباط با فرزند خود استفاده نکنیم؟ مطالعهای که نتیجه آن به “اثر موتزارت” شهرت یافت نشان میدهد اگر جنین روزانه 10 دقیقه در معرض موسیقیهای کلاسیک قرار بگیرد در آینده مهارتهای فضایی گستردهتری را شکل میدهد. در واقع این کار بهره وری و عملکرد نیمکره راست را در کودکان بهبود میبخشد.
علاوه بر اینها پخش موسیقی همراه با موسیقیهای کودکانه و آرام میتواند یادگیری کودک را از همان دوران جنینی به کار بیندازد و به مادران کمک کند پس از تولد از همین موسیقیها برای آرام کردن فرزند خود کمک بگیرند.
ماساژ و نوازش شکم به کمک روغنها یا لوسیونها میتواند تأثیر شگرفی بر ارتباط میان شما و جنین داشته باشد. در نتیجه میتوانید در کنار حرف زدن با فرزند خود از طریق ماساژ شکم نیز با او ارتباط برقرار کنید. کمک گرفتن از همسر میتواند این فعالیت را به امری خانوادگی تبدیل کرده و ارتباط جنین با محیط پیرامون را گسترش دهد. جالب است بدانید که فرزند شما در رحم میتواند لمس شدن شکم توسط مادر، پدر یا یک فرد غریبه را از یکدیگر تشخیص داده و به شیوه متفاوتی به آنها پاسخ دهد.
شما میتوانید قبل از تولد کودک نزدیکانتان را در اطراف خود جمع کنید و از آنها بخواهید با فرزندتان صحبت کنند. فرزند شما قادر است صداها و لحنهای مختلف را از یکدیگر تشخیص دهد. شما در جریان این کار میتوانید کودک را به دیگران معرفی کنید و از آنها بخواهید چند کلام با جنین صحبت کنند. این کار به سازگاری هرچه بیشتر نوزاد با محیط پیرامون خود پس از تولد کمک میکند و اجازه میدهد که علاوه بر ایجاد پیوند با شما با سایر افراد پیرامون خود نیز ارتباط بگیرد.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
آیا درد و دل کردن با جنین میتواند تأثیر منفی روی کودک بگذارد؟
همان طور که گفته شد برخی مطالعات معتقدند که جنین در رحم میتواند احساسات کلام شما را درک کند و به آنها پاسخ دهد. در نتیجه بسیار اهمیت دارد که به او آرامش دهید و نگذارید که اضطرابهایتان به او منتقل شود. انتقال این اضطرابها میتواند در روحیه کودک تأثیر بگذارد و پس از تولد منجر به احساس ناآرامی، بیقراری و گریههای مکرر در او شود. درنتیجه بهتر است که حرف زدن با کودک بیشتر بر محتوای مثبت و تلاش برای ایجاد احساس امنیت در او متمرکز باشد.
منبع: حرف زدن با جنین
توکسوپلاسموز یک عفونت انگلی است که بین انسان و حیوانات مشترک میباشد. این عفونت به دنبال انگل توکسوپلاسما گوندی ایجاد میشود. انتقال این انگل از طریق آب آلوده، مدفوع گربه، گوشت خام امکانپذیر است. درصورت مشاهده علائم عفونت و شک به وجود توکسوپلاسموز توصیه میکنیم به متخصص عفونی جهت درمان و پیگیری مراجعه کنید.
منبع: توکسوپلاسموز
همانطور که در ابتدا اشاره کردیم توکسوپلاسموز یا توکسوپلاسموزیس یک عفونت انگلی محسوب میشود. انگلی که عفونت توکسوپلاسموز را ایجاد میکند، توکسوپلاسما گوندی مینامند.
معمولا بروز این بیماری در افرادی که سیستمایمنی ضعیفتری نسبت به دیگر افراد جامعه دارند، شایعتر است. افراد تحت درمان با داروها شیمیدرمانی، مبتلایان به ایدز، افراد تحت درمان با کورتونها و سایر داروها تضعیفکننده سیستم ایمنی، گیرندگان پیوند معمولا سیستم ایمنی ضعیفتری دارند.
مادران باردار و نوزادان آنها از جمله افراد در معرض خطر عفونت توکسوپلاسموز هستند.
توکسوپلاسما گوندی در بدن همه حیوانات خونگرم دیده میشود. اما میزبان شناختهشده آن را گربه در نظر میگیرند.
تخم این انگل در بدن گربهها تولید شده و سپس از طریق مدفوع از بدن گربه خارج میشود.
البته گربههای خانگی معمولا میزبان این انگل نیستند. در حالی که گربههای خیابانی و تربیتنشده که غذا شکار میکنند، میتوانند میزبان انگل توکسوپلاسما گوندی باشند.
برای آشنایی با تاثیر حیوان خانگی برای کودکان کلیک کنید.
لازم به ذکر است امکان انتقالی این عفونت از فردی به فرد دیگر وجود ندارد. در شرایط زیر امکان آلوده شدن با انگل و بروز عفونت توکسوپلاسموز وجود دارد.
_ نوشیدن آب آلوده به انگل مانند آبها آلوده به مدفوع گربه
_ مصرف گوشت آلوده به صورت خام یا کامل پخته نشده
_ تماس مستقیم با مدفوع گربه
_ استفاده از سبزیجات آلوده به انگل و ضدعفونی نکردن آنها
_ شیر غیرپاستوریزه و محصولات آلوده به انگل
_ انتقال فرآوردههای خونی از فرد آلوده به فرد سالم
_ دریافت پیوند عضو از فرد آلوده برای فرد سالم
پیشتر بیان کردیم زنان باردار و نوزادان آنها، افراد تحت شیمیدرمانی، مبتلایان به ایدز، مصرفکنندگان داروها تضیفکننده سیستم ایمنی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به این عفونت هستند.
بسیاری از افراد مبتلا به توکسوپلاسموز ممکن است تا مدتها علامتی نشان ندهند. همچنین توکسوپلاسموز معمولا علائمی شبیه به آنفولانزا و سرماخوردگی ایجاد میکند.
تب، سردرد، گلودرد، دردها عضلانی خفیف تا شدید، سرفه، تنگی نفس، عفونت ریه، تورم غدد لنفاوی گردنی از علائم توکسوپلاسموز است.
مشکلات چشمی از قبیل تاری دید، عفونت چشم و دردها مزمن چشمی از دیگر علائم ابتلا به عفونت است.
تشنج، گیجی و سبکی سر، کما و التهاب مغزی در عفونت توکسوپلاسموز به چشم میخورد.
افراد آلوده به انگل فاقد علامت معمولا درمانی برای آنها انجام نمیشود.
تجویز آنتیبیوتیک در افراد علامتدار به کنترل علائم بیماری کمک فراوانی خواهد کرد.
داروها پیریمتامین، داراپریم، سولفادیازین از جمله درمانها دارویی مناسب برای عفونت است.
پریمتامین منجر به کاهش فولیکاسید و ویتامین B میشود. از این رو پزشک، افراد مبتلا را به مصرف ویتامین B اضافی تشویق میکند.
درمان زنان باردار کمی متفاوتتر از سایرین است. پزشک با توجه به آلوده شدن جنین و شدت عفونت برای درمان تصمیمگیری خواهد کرد.
طی سه ماهه اول و اوایل سه ماهه دوم از دارو اسپیرامایسین برای مادر باردار استفاده میشود.
داروهای پریمتامین، سولفادیازین و لووکورین برای درمان در اواخر سه ماهه دوم و سه ماهه سوم کاربرد دارند.
+ پختن کامل گوشت
+ شستن صحیح ظروفی که در تماس با گوشت خام و سایر محصولات آلوده بودهاند.
+ ضدعفونی کردن سبزیجات پیش از مصرف
+ استفاده از دستکش هنگام تماس با گربهها و مرتب کردن محل زندگی آنها
+ اجتناب زنان باردار از تمیز کردن و تماس با گربهها
+ شستن و رعایت بهداشت دستها پس از تماس با گربه
بیشتر عوارض ناشی از توکسوپلاسموز، زنان باردار و جنین آنها را تهدید میکند.
عوارض کلی توکسوپلاسموز شامل اختلالات قلبی و ریوی، اشکال در سیستم بینایی و شنوایی است.
نوزادان متولد شده از مادران مبتلا به این عفونت، عوارضی چون نابینایی، اختلال در شنوایی و کاهش آن، اختلال در عملکرد مغزی را نشان میدهند.
میزان شیوع توکسوپلاسموز در یک نقطه از جهان با نقطهای دیگر متفاوت است.
بیشترین شیوع ابتلا به این عفونت در آمریکا مرکزی و آفریقا مرکزی دیده میشود.
همچنین مناطقی که گوشت را به صورت خام یا نیمه پخته مصرف میکنند نیز این عفونت شایع است.
مصرف گوشتها تازهای که قبلا منجمد نشدهاند، ریسک ابتلا به عفونت را افزایش میدهند.
رطوبت بر طولانی شدن مدت بیماری موثر است.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
منبع: توکسوپلاسموز
فرایند اجتماعی شدن سازهای گسترده و مهم در روانشناسی است که فرد از دوران کودکی تا پیری با آن سر و کار دارد. کودک اولین فردی را که میشناسد و ارتباط برقرار میکند، مادر است. سپس هرچه که کودک بزرگتر میشود افراد و اعضای مهم دیگر را خواهد شناخت. بنابراین خانواده اولین اجتماعی میشود که کودک با آنها ارتباط برقرار میکند. با توجه به رشد و ارتباطات کودک با محیط بیرون، کودک با نهادهای دیگر از جمله اقوام، محیط همسالان، مهد کودک، مدرسه و… آشنا میشود. امروزه ارتباط با دنیای اجتماعی لازمه زندگی کردن است و بدون مهارت اجتماعی مناسب، کودک در سالهای آینده با مشکلاتی مواجهه میشود. همچنین عدم اجتماعی شدن کودک نیز میتواند نشانهای از اختلالات دوران کودکی باشد. به همین خاطر شناخت و آگاهی والدین نسبت به فرایند اجتماعی شدن فرزندشان میتواند نگرانیها و چالشهای احتمالی پیش رو را کاهش دهد.
منبع: فرایند اجتماعی شدن کودک
نوزاد از لحظهای که متولد میشود نبست به محیط پیرامونش حساس است و واکنش نشان میدهد. در روزها و ماههای اول تلاش کودک بیشتر صرف شناسایی و آگاهی از فعالیتها و اعمال خودش است و نهایتا با مادرش ارتباط میگیرد اما هر چقدر که بزرگتر میشود نسبت به محیط بیرون از دنیای خودش کنجکاوتر میشود. این توجه کودک به محیط افراد و نوع ارتباط با اطرافیان یکی از نشانه های سلامت نوزاد محسوب میشود. به طور معمول میتوان روند اجتماعی شدن کودک را شامل مراحل زیر در نظر گرفت. برای آشنایی بیشتر درباره نشانه های سلامت نوزاد کلیک کنید.
نوزاد از لحظهای که متولد میشود تمایل به برقراری ارتباط دارد، او از لمس کردن و در آغوش گرفته شدن و نگاه کردن به چهره انسان لذت میبرد. هنگامی که نوزاد یک فعالیت انجام میدهد و آن فعالیت باعث جلب توجه مادرش میشود، دوباره آن را تکرار میکند. حتی ممکن است برای ارتباط بیشتر با مادرش حالت چهرهاش را تقلید کند. یکی از مسائلی که باعث جلب توجه نوزاد میشود ارتباط چشمی است. در حدود سه ماهگی نوزاد تمایل بیشتری برای ارتباط برقرار کردن با محیط پیرامونش دارد و برای اولین بار شروع به لبخند زدن نسبت به چهره مادر میکند که این لبخند زدن در اصطلاح “لبخند اجتماعی” نام دارد. به عبارتی برای اولین بار به وسیله لبخند زدن ارتباط برقرار میکند.
هر چه مدت زمان بیشتری میگذرد نوزاد نسبت به صدای پیرامون هم بیشتر واکنش نشان میدهد و از صداهای شاد استقبال میکند و لبخند میزند. همچنین نسبت به افراد غریبه مهربانتر میشود و کم کم شروع به ارتباط گرفتن میکند. با این حال در شش ماه اول زندگی، نوزاد بیشترین ارتباطش را با پدر و مادرش دارد.
در این دوران همچنان نوزاد مشغول کشف دنیای درون خود و پیرامونش است و ارتباط زیادی با همسالان خود برقرار نمیکند و اگر در یک محیط یکسان قرار بگیرند هر کدام به تنهایی با خودشان بازی میکنند. با این حال نسبت به شش ماه اول میل بیشتری برای ارتباط با همسالان خود دارند و این تعامل را عمدتا از طریق ارتباط چشمی، غان و غون کردن و لبخند زدن برقرار میکنند. با اینحال همچنان نسبت به چهرههای آشنا بهتر واکنش نشان میدهد و از افراد غریبه اجتناب میکند. در پایان سال اول زندگی کودک دچار اضطراب جدایی میشود به طوری که از حضور افراد غریبه در کنارش مضطرب شده و ترجیح میدهد در کنار افراد آشنا باشد.
مهمترین ویژگی که در این دوران وجود دارند پر رنگ شدن اضطراب جدایی است. اضطراب جدایی در بین 10 تا 18 ماهگی به اوج خودش میرسد. پس از اضطراب جدایی کودک نسبت به حضور دیگران واکنش بهتری نشان میدهد. در پایان دو سالگی مهارتهای اجتماعی کودک کم کم شروع به رشد میکند و وارد مرحله جدیدی میشود و میل بیشتری به بازی با همسالان پیدا میکند. با این حال مهارت اجتماعی شدن کودک به طور کامل رشد پیدا نکرده است به طوریکه هنوز تمایلی به تقسیم کردن اسباببازیهایش با دیگر همسالان را ندارد.
در این دوره کودک علیرغم اینکه با دیگران بازی میکند اما همچنان خودمحور است و تمایلی به بازی دسته جمعی ندارد. از دیگر ویژگیهای این دوره این است که کودک فکر میکند که همه افراد، دنیا را همانند او میبینند. رشد شناختی کودک در این دوران به گونهای است که توانایی درک دیدگاههای مختلف را ندارد و از تفکرات، درک و استدلال عاجز است. برای شناخت بیشتر درباره رشد شناختی کودک کلیک کنید.
بعد از سه سالگی و وارد شدن کودک در محیطهایی مانند مهدکودک، بازی در محیط باز با همسالان و… کم کم شروع به بازیهای اجتماعی در کنار سایر همسالان میکند و اجتماعی شدن کودک رو به تکامل میرود.
بهترین عامل موثری که میتواند مهارت اجتماعی شدن را برای کودکان راحت کند ارتباط خوب با والدین است. با این حال عواملی وجود دارد که به فرایند اجتماعی شدن کودک کمک میکند که میتوان به ارتباط بیشتر با اعضای خانواده، حضور دوستان و آشنایان، آموزش مهارت اجتماعی از طریق مشاهده و الگوسازی و ثبت نام کودک در مهدکودک یا محیطهای فرهنگی اجتماعی مانند باشگاهها و کلاسهای آموزشی اشاره کرد. با این حال گاهی راهکارهای متفاوتی را امتحان میکنید اما بازهم کودکتان به سختی اجتماعی میشود و یا ترجیح میدهد گوشه گیر باشد در این شرایط لازم است که با بهره بردن از مشاوره کودک به دنبال دلیل این مسئله و حل آن باشید. گاهی اجتماعی نشدن کودک میتواند نشان دهنده اختلالی از جمله اوتیسم باشد. برای اطلاع از روند دریافت مشاوره کودک کلیک کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
فرایند اجتماعی شدن کودک تا چه زمانی ادامه دارد؟
کودک از لحظهای که متولد میشود میل به اکتشاف محیط بیرون از دنیای خودش را دارد و این کار را به مرور زمان یاد میگیرد و انجام میدهد. فرایند اجتماعی شدن هیچگاه پایان ندارد و همیشه در تمام دورههای زندگی میتواند حضور داشته باشد.
منبع: فرایند اجتماعی شدن کودک