در برخورد با کودک 4 تا 5 ساله حتما باید علاوه بر نیازهای کودک، به تاثیراتی که بر او میگذارید نیز توجه کنید. کودکان در سنین 4 تا 5 سالگی بهسرعت در حال رشد هستند. قدرت استفاده آنها از کلام بالاتر رفته و همین باعث میشود اجتماعیتر از گذشته باشند. علاوه بر این بهتدریج نسبت به هیجانات خود شناخت بیشتری پیدا میکنند و بهتر میتوانند احساساتشان را کنترل کنند. این توانایی به آنها کمک میکند که بتوانند نسبت به قواعد اجتماعی سازگاری بیشتری داشته باشند. به همین خاطر است که احتمالاً در این سنین فرزند شما از بابت رفتار اشتباهش عذرخواهی میکند. بنابراین فرصت مناسبی برای آموزش برخی اصول به او خواهید داشت. در ادامه در مورد ابعاد مهم تربیتی این سن توضیح دادهایم.
منبع: برخورد با کودک 4 تا 5 ساله چگونه باید باشد؟
تربیت ابعاد مختلفی دارد که باید به همه آنها در کنار هم توجه داشته باشید. متأسفانه بسیاری از والدین در تربیت فرزندان خود صرفاً روی هوش و تواناییهای ذهنی تمرکز میکنند و به همین خاطر هوش هیجانی یا تواناییهای اجتماعی کودک بهاندازه تواناییهای ذهنی رشد نخواهد کرد و این نابرابریها در آینده شخصیت وی را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین خاطر اولین قدم برای تربیت کودک 4 تا 5 سال این است که بدانیم در چه زمینههایی باید به پرورش کودک توجه داشته باشیم.
داشتن یک جسم سالم را میتوان اولین شرط از رشد مطلوب کودک دانست. فرزند شما در این سنین به لحاظ قد و وزن و همینطور استحکام استخوانها و عضلات در حال رشد است و شما باید به این موضوع توجه داشته باشید. استفاده از برنامه غذایی سالم و همینطور در نظر گرفتن فعالیتهای ورزشی مناسب در کنار خواب کافی ازجمله مسائلی هستند که علاوه بر رشد جسمانی در سلامت روحی فرزند شما نیز تأثیر بسیاری خواهند داشت.
سنین 4-5 سالگی را سالهای پیشدبستانی مینامیم و این به معنای آن است که در رشد تواناییهای ذهنی فرزندتان باید بهتدریج مهارتهایی که برای تحصیل نیاز دارد را به او آموزش دهید. احتمالاً متوجه این موضوع شدهاید که توانایی صحبت کردن فرزندتان بهمراتب بیشتر از قبل شده و بهتر است با استفاده از راهکارهایی مثل صحبت کردن، شعر خواندن یا هر چیز دیگری که به ذهنتان میرسد سعی کنید کلام را در فرزندتان تشویق کرده و همینطور دایره لغات او را افزایش دهید.
بالا بردن قدرت تمرکز و توجه و همینطور بازیهایی که میتوانند حافظه کودک شما را بهبود ببخشند نیز ازجمله موضوعاتی است که باید به آن توجه داشته باشید. اگر احساس میکنید فرزند شما در هر یک از این مهارتها ضعیفتر از سایر همسالان است یا نمیدانید با استفاده از چه بازیها و مطالبی میتوانید به رشد این مهارتها کمک کنید، بهتر است مشاوره کودک بگیرید.
اعتمادبهنفس را میتوان یکی از مهمترین ویژگیهایی دانست که در این دوره در حال شکل گرفتن است. فرزند شما نسبت به گذشته در کارهای شخصی خود تواناتر شده و حالا از شما انتظار دارد مهارتهایش را ببینید و آنها را تشویق کنید. به همین خاطر بیتوجهی به اینکه گاهی اوقات اجازه بدهید آنها خودشان حتی بهاشتباه یا ناقص کاری را انجام دهند و یا دائماً تکرار کردن این حرف که آنها نمیتوانند کاری بکنند باعث خواهد شد تا فرزندتان به تواناییهای خود شک کرده و احتمالاً در آینده میبایست هزینه زیادی برای به دست آوردن اعتمادبهنفس بدهد. سعی کنید گاهی اوقات مسئولیتهای سادهای برای آنها در نظر بگیرید یا در کارهای خانه از او کمک بگیرید. این کار باعث میشود فرزند شما علاوه بر مهارتآموزی تواناییهای خود را باور کند.
بالا رفتن توانایی صحبت کردن و همینطور سازگار شدن با قواعد اجتماعی باعث خواهد شد تا فرزندتان اجتماعیتر از گذشته شود و این به معنای آن است که آنها اکنون دوستان بیشتری پیدا میکنند یا بیشتر دوست دارند با دیگران حرف بزنند. بهتر است در این دوره زمینه را برای روابط اجتماعی آنها فراهم کنید و از این طریق اجازه دهید با مفاهیمی مثل تقسیم وسایل با دیگران یا همدلی و محبت آشنا شوند. گاهی ممکن است در جریان بازی فرزندتان احساس کنید او قواعد بازی را رعایت نمیکند یا علیرغم کنار دیگران بودن بهتنهایی بازی میکند. اینها همگی بخشی از فرایند رشد کودک شما هستند و نباید نگران آن باشید اما اگر فرزندتان علاقهای به حضور در جمع ندارد و یا بهطورکلی نسبت به قواعد بیتوجه است بهتر است در این زمینه از یک مشاور کمک بگیرید.
به لحاظ جنسی در این دوره فرزند شما باید نام اندامهای جنسی را یاد بگیرد و همینطور متوجه این نکته باشد که نباید به غریبهها اجازه بدهد اندام خصوصی او را ببینند. توجه داشته باشید که در تربیت جنسی استفاده از نام صحیح اندامهای بدن بسیار مهم است و نباید با هر نامی این اندامها را صدا کنید. علاوه بر این اگر فرزندتان راجع به تولد فرزند یا هر موضوع دیگری کنجکاوی میکند بهتر است در حد تواناییهای ذهنیاش به او اطلاعات دهید.
مهارتهای زندگی قواعدی مانند قدرت نه گفتن یا بیان خواستهها، کنترل احساسات، تصمیمگیری و حلمسئله را شامل میشود. به میزانی که آموزش این مطالب به کودک را سریعتر شروع کنید این تواناییها در وی قویتر خواهند شد. به همین خاطر بهتر است با کمک گرفتن از کتابها یا مشورت با یک روانشناس کودک راههایی را برای این موضوع در نظر بگیرید.
بیشتر بخوانید : سن تربیت کودک
کودکان در این سنین رفتارهای مختلفی را انجام میدهند تا ببینند پیامد هریک از آنها چیست و بر اساس نتیجه هر رفتار راجع به تکرار کردن یا نکردن آن تصمیم میگیرند. به همین خاطر بهترین روش تربیت کودک 4 تا 5 ساله این است که اگر میخواهید رفتاری در او تقویت شود به خاطر انجام آن به کودک پاداش دهید و نسبت به رفتارهایی که میخواهید ادامه پیدا نکنند بیتوجه باشید. این رفتار شما باعث میشود تا کودک برای به دست آوردن تشویق و تأیید دیگران به سراغ رفتارهای مناسبتر برود اما آنچه باید به آن توجه داشته باشید این است که از این روش میبایست با صبوری و در زمان طولانی استفاده کنید. هیچیک از روشهای تربیتی در زمان کوتاه نمیتوانند رفتار فرزند شما را تغییر دهند.
هنگامیکه تصمیم میگیرید به رفتار نامناسب کودکتان بیتوجه باشید احتمالاً او رفتارهایش را با شدت بیشتری ادامه خواهد داد. یا گاهی اوقات ممکن است شما احساس کنید دلتان نمیآید با فرزندتان بدرفتار باشید و چیزی را که از شما میخواهد به او ندهید. در تمامی این شرایط بهتر است قاطعانه به رفتار خود ادامه بدهید و مطمئن باشید که دیر یا زود فرزند شما در رفتارش تجدیدنظر میکند. اما اگر احساس کند به هر طریقی میتواند رفتار شما را کنترل کند دیگر بهسختی خواهید توانست او را به اصول موردنظرتان پایبند کنید.
یکی از مهمترین اصول تربیت کودک این است که والدین میبایست در مقابل فرزندشان هماهنگ رفتار کنند. اگر کودک احساس کند نظر پدر و مادر باهم فرق دارد بهراحتی از این شکاف برای به کرسی نشاندن خواستههای خود استفاده میکند.
تشویق کودک را تنها به زمانی که کاری را تمام و کمال و بیعیب انجام میدهد معطوف نکنید. اگر فرزندتان انجام کاری را شروع کرده یا نسبت به قبل در آن پیشرفت داشته بهتر است این موضوع را در او تشویق کنید. این کار به شکلگیری اعتمادبهنفس مطلوب کودک کمک خواهد کرد.
بچهها نکات بسیاری را از طریق بازیها یاد میگیرند. بازی به آنها کمک میکند تا شخصیتها و نقشهای مختلفی را تجربه کنند و از این طریق بتوانند همدلی و درک بالاتری از موقعیتهای مختلف به دست آورند. علاوه بر این آنها قواعد روابط اجتماعی را نیز در بازیهایشان یاد میگیرند. برای مثال شما میتوانید در بازی با کودک مشاغل مختلف را برای او در نظر بگیرید تا او با هر یک از آنها آشنا شود و یا موضوعاتی مثل کمک کردن و احترام به نظر دیگران را در یک بازی گروهی به او آموزش دهید.
کودکان روزانه مهارتها و موضوعات مختلفی را یاد میگیرند که شخصیت و تواناییهای آنها در بزرگسالی را مشخص میکند. به همین خاطر لازم است که به تربیت کودک خود توجه ویژهای داشته باشید. علاوه بر این بسیاری از مواقع عقبماندگیهای رشدی که در کودکی ایجاد میشوند در سنین بعدی قابل جبران نیستند و باعث میشوند فرزند شما از همسالان خود تا حد زیادی عقب بیفتد که این موضوع میتواند فشار روانی بسیاری را برای کودک و خانواده به همراه داشته باشد. به همین خاطر بهتر است که همواره در تربیت فرزندتان از یک مشاور کمک بگیرید. برای آشنایی با بهترین روش های تربیت کودک کلیک کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
متخصصین معتقدند روشهای رفتاری یعنی استفاده از پاداش برای رفتارهایی که میخواهید در کودک ایجاد شوند و بیتوجهی نسبت به رفتارهای منفی بهترین روش برای تربیت کودک در این بازه سنی است.
اگر رفتارهایی مانند پرخاشگری، لجبازی، گوشهگیری یا هر رفتار غیرمعمول دیگری را در فرزندتان میبینید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.
خندیدن و نخندیدن نوزاد میتواند راهی برای ارزیابی سلامت او باشد. در گذشته خندیدن نوزاد تعابیر متفاوتی داشته و معیاری برای پی بردن به شخصیت نوزاد بوده است. امروزه، خندیدن یا نخندیدن نوزاد در دوران شیرخوارگی علتی زیر بنایی دارد و نشانه مهمی برای متخصصان است که با توجه به آن، به سلامت نوزاد و رشد او پی میبرند. در صورتی که در این زمینه با سوالاتی روبه رو هستید حتما از خدمات مشاوره کودک استفاده نمایید.
منبع: خندیدن و نخندیدن نوزاد چه معنایی دارد
بازتابها، نوعی پاسخ غریزی نوزاد به محیط هستند که ارزش بقا دارند، تعداد زیادی از این بازتابها توسط دانشمندان کشف شده که یکی از این بازتابها، بازتاب لبخند میباشد. هرچند که دانشمندان به علت رخ دادن این بازتاب پی نبردهاند، اما بازتاب لبخند زدن قبل از تولد تا یک ماهگی دیده میشود و از اوایل دوماهگی بخند نوزاد معنا دار میشود.
بینایی نوزاد دیرتر از بقیه حواس کامل میشود، از این رو محرکهای جالب توجه را در ماه اول به صورت تار دریافت میکند و لبخندهای نوزاد در ماه اول بازتاب لبخند است که به صورت اتفاقی رخ میدهد و زود ناپدید میشود، اما لبخند واقعی در پاسخ به محرکهای بیرونی مثل صدای مادر، دیدن پدر اتفاق میافتد.
نوزاد تازه متولد شده معمولا تبسمی در حالت شیر خوردن، خوابیدن یا در زمانهای بیداری دارد، اما این لبخند معنای به خصوصی ندارد، دید نوزاد در ماه اول بعد از تولد تار است و این لبخند در اثر تعامل با مادر و اطرافیان نیست. نوزاد به طور کامل به عضلات صورت خود کنترل ندارد و تلاش میکند تا کمی آنها را حرکت بدهد.
با رشد و کامل شدن ارتباط بین مغز و اندامها، کودک میتواند لبخند کاملی نشان بدهد، لبخند کودک معنای اجتماعی دارد و راهی برای ارتباط برقرار کردن با اطرافیان است. تا چهار ماهگی کودک دلبستگی را با مراقبان اولیه تشکیل میدهد، بادیدن مراقبان اولیه دست از گریه کردن برمیدارند، ارتباط چشمی قوی دارند و لبخند میزنند.
بین چهار تا شش ماهگی، سرعت اجتماعی شدن کودک افزایش مییابد و علاقه دارد که با اطرافیان بخندد و در آغوش کشیده شود. کودک در این سن تلاش میکند تاثیرگذار باشد و طنازی میکند. حالات چهرهای متنوعی را مثل اخم، شادی، ترس، شگفتی وتوجه به نمایش میگذارد تا بهتر ارتباط برقرار بکند.
در طی این دوره، کودک تمایل دارد مورد عشق و توجه والدین و مراقبان مهم قرار بگیرد. کودکان در این سن یاد میگیرند به مراقبان خود اعتماد بکنند. حافظه تصویری کودکان در این سن شکل گرفته و چهره مراقبان خود را به ذهن میسپارند و آنها را از غریبهها تشخیص میدهند و هنگام دیدن غریبهها، ترس و ناراحتی خود را نشان میدهند و با دیدن مراقب خود ترس و ناراحتیشان از بین میرود و کودک به والدین خود لبخند میزند و به سمت آنها میرود.
تا پایان یک سالگی کودک به صورت آشکارا، والدین و مراقبان اصلی خود را ترجیح میدهند و محبت خود را به والدین نشان میدهد. کودک در صورت نبود والدین، نگران و ناراحت است و گریه سر میدهد به این رفتار اضطراب جدایی میگویند که کودک به هنگام دیدن والدین خود به صورت آشکارا واکنش نشان میدهد. واکنش کودک در این لحظه بیانگر سبک دلبستگی کودک با والدین به خصوص مادر است.
خنده کودک به معنی رشد اجتماعی و عاطفی کودک است، از لبخند زدن، خندیدن، گریه کردن و … میتوان نوع تعاملات کودک را پیش بینی کرد. اگر کودک شما زیاد میخندد یا کم می خندد، بی دلیل نگران نشوید، میزان خندیدن نوزاد به میزان اجتماعی بودن او بستگی دارد.
موردی که میتواند قابل بررسی باشد، این است که کودکی به لحاظ سن رشدی باید لبخند بزند و بخندد، اما هنوز نخندیده یا لبخند نزده است. نخندیدن کودک میتواند یکی از علائم اختلال طیف اتیسم باشد. لازم به ذکراست که نخندیدن نوزاد یکی از علایم اختلال طیف اتیسم است و این عامل به تنهایی برای تشخیص گذاری کافی نیست، در این مواقع بهتر است از متخصص کمک بگیرید.
بازی کردن و خندیدن، پیوند عاطفی کودک را با مادر و مراقبان اصلی قوینر میکند و حس شوخ طبعی و خلاقیت را بالا میبرد. همچنین به تقویت سیستم ایمنی بدن و رشد کودک کمک میکند. از این رو توصیه میشود که زمان بیشتری را صرف بازی و خندیدن با کودک کنید. در ادامه چند راهکار برای خندیدن کودک را ذکر کردهایم:
خندیدن یا نخندیدن نوزاد، لزوما نشان دهنده اختلال رشدی به خصوصی نیست، اگر کودکتان کم میخندد شاید به مقدار بیشتری بازی و شادی نیاز دارد و اگر کودکتان زیاد می خندد یعنی مسیر تربیتی را به درستی طی کردهاید، به غریزه والدگری خود اعتماد بکنید و نگران اظهار نظرهای اطرافیان نشوید. برای بالا بردن اطلاعات خود مقاله رشد شناختی کودک را مطالعه کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
خندیدن و نخندیدن نوزاد میتواند راهی برای ارزیابی سلامت او باشد. در گذشته خندیدن نوزاد تعابیر متفاوتی داشته و معیاری برای پی بردن به شخصیت نوزاد بوده است. امروزه، خندیدن یا نخندیدن نوزاد در دوران شیرخوارگی علتی زیر بنایی دارد و نشانه مهمی برای متخصصان است که با توجه به آن، به سلامت نوزاد و رشد او پی میبرند. در صورتی که در این زمینه با سوالاتی روبه رو هستید حتما از خدمات مشاوره کودک استفاده نمایید.
منبع: خندیدن و نخندیدن نوزاد چه معنایی دارد
بازتابها، نوعی پاسخ غریزی نوزاد به محیط هستند که ارزش بقا دارند، تعداد زیادی از این بازتابها توسط دانشمندان کشف شده که یکی از این بازتابها، بازتاب لبخند میباشد. هرچند که دانشمندان به علت رخ دادن این بازتاب پی نبردهاند، اما بازتاب لبخند زدن قبل از تولد تا یک ماهگی دیده میشود و از اوایل دوماهگی بخند نوزاد معنا دار میشود.
بینایی نوزاد دیرتر از بقیه حواس کامل میشود، از این رو محرکهای جالب توجه را در ماه اول به صورت تار دریافت میکند و لبخندهای نوزاد در ماه اول بازتاب لبخند است که به صورت اتفاقی رخ میدهد و زود ناپدید میشود، اما لبخند واقعی در پاسخ به محرکهای بیرونی مثل صدای مادر، دیدن پدر اتفاق میافتد.
نوزاد تازه متولد شده معمولا تبسمی در حالت شیر خوردن، خوابیدن یا در زمانهای بیداری دارد، اما این لبخند معنای به خصوصی ندارد، دید نوزاد در ماه اول بعد از تولد تار است و این لبخند در اثر تعامل با مادر و اطرافیان نیست. نوزاد به طور کامل به عضلات صورت خود کنترل ندارد و تلاش میکند تا کمی آنها را حرکت بدهد.
با رشد و کامل شدن ارتباط بین مغز و اندامها، کودک میتواند لبخند کاملی نشان بدهد، لبخند کودک معنای اجتماعی دارد و راهی برای ارتباط برقرار کردن با اطرافیان است. تا چهار ماهگی کودک دلبستگی را با مراقبان اولیه تشکیل میدهد، بادیدن مراقبان اولیه دست از گریه کردن برمیدارند، ارتباط چشمی قوی دارند و لبخند میزنند.
بین چهار تا شش ماهگی، سرعت اجتماعی شدن کودک افزایش مییابد و علاقه دارد که با اطرافیان بخندد و در آغوش کشیده شود. کودک در این سن تلاش میکند تاثیرگذار باشد و طنازی میکند. حالات چهرهای متنوعی را مثل اخم، شادی، ترس، شگفتی وتوجه به نمایش میگذارد تا بهتر ارتباط برقرار بکند.
در طی این دوره، کودک تمایل دارد مورد عشق و توجه والدین و مراقبان مهم قرار بگیرد. کودکان در این سن یاد میگیرند به مراقبان خود اعتماد بکنند. حافظه تصویری کودکان در این سن شکل گرفته و چهره مراقبان خود را به ذهن میسپارند و آنها را از غریبهها تشخیص میدهند و هنگام دیدن غریبهها، ترس و ناراحتی خود را نشان میدهند و با دیدن مراقب خود ترس و ناراحتیشان از بین میرود و کودک به والدین خود لبخند میزند و به سمت آنها میرود.
تا پایان یک سالگی کودک به صورت آشکارا، والدین و مراقبان اصلی خود را ترجیح میدهند و محبت خود را به والدین نشان میدهد. کودک در صورت نبود والدین، نگران و ناراحت است و گریه سر میدهد به این رفتار اضطراب جدایی میگویند که کودک به هنگام دیدن والدین خود به صورت آشکارا واکنش نشان میدهد. واکنش کودک در این لحظه بیانگر سبک دلبستگی کودک با والدین به خصوص مادر است.
خنده کودک به معنی رشد اجتماعی و عاطفی کودک است، از لبخند زدن، خندیدن، گریه کردن و … میتوان نوع تعاملات کودک را پیش بینی کرد. اگر کودک شما زیاد میخندد یا کم می خندد، بی دلیل نگران نشوید، میزان خندیدن نوزاد به میزان اجتماعی بودن او بستگی دارد.
موردی که میتواند قابل بررسی باشد، این است که کودکی به لحاظ سن رشدی باید لبخند بزند و بخندد، اما هنوز نخندیده یا لبخند نزده است. نخندیدن کودک میتواند یکی از علائم اختلال طیف اتیسم باشد. لازم به ذکراست که نخندیدن نوزاد یکی از علایم اختلال طیف اتیسم است و این عامل به تنهایی برای تشخیص گذاری کافی نیست، در این مواقع بهتر است از متخصص کمک بگیرید.
بازی کردن و خندیدن، پیوند عاطفی کودک را با مادر و مراقبان اصلی قوینر میکند و حس شوخ طبعی و خلاقیت را بالا میبرد. همچنین به تقویت سیستم ایمنی بدن و رشد کودک کمک میکند. از این رو توصیه میشود که زمان بیشتری را صرف بازی و خندیدن با کودک کنید. در ادامه چند راهکار برای خندیدن کودک را ذکر کردهایم:
خندیدن یا نخندیدن نوزاد، لزوما نشان دهنده اختلال رشدی به خصوصی نیست، اگر کودکتان کم میخندد شاید به مقدار بیشتری بازی و شادی نیاز دارد و اگر کودکتان زیاد می خندد یعنی مسیر تربیتی را به درستی طی کردهاید، به غریزه والدگری خود اعتماد بکنید و نگران اظهار نظرهای اطرافیان نشوید. برای بالا بردن اطلاعات خود مقاله رشد شناختی کودک را مطالعه کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
تقویت هوش نوزاد از چه زمانی امکان پذیر است؟ افزایش ضریب هوشی نوزاد موضوعی است که والدین میتوانند از همان دوران بارداری به آن توجه داشته باشند. نوزاد از طریق تجربههای دریافتی خود از محیط پیرامونش به اکتشافات جدید دست میزند و بر آموختههای خویش میافزاید. در همین راستا لازم است که والدین نیز با انجام روشهای کاربردی به تقویت هوش فرزند خود بپردازند. در واقع برای داشتن کودک باهوش باید زمینههای توسعه و رشد مهارتهای ذهنی او را فراهم آورد. با توجه به اهمیت موضوع در ادامه درباره راهکارهای تقویت هوش نوزاد خواهیم پرداخت. بهره بردن از مشاوره کودک کمک میکند تا بتوانید زمینه را برای پیشرفت و تربیت کودک خود آماده کنید.
منبع: تقویت هوش نوزاد دو ماهه تا هشت ماهه
شیر مادر حاوی ترکیبات بسیار ارزشمندی میباشد که در رشد مهارتهای ذهنی کودک نقش بسزایی دارند. به همین دلیل است که میزان هوش و آی کیو کودکانی که از شیر مادر تغذیه میکنند نسبت به کودکانی که از شیر خشک بهره میبرند 10 تا 12 برابر بیشتر است. در واقع نوزادانی که به مدت 2 سال از شیر مادر تغذیه میکنند به طور میانگین از ضریب هوشی بالاتری بهره مند هستند. با توجه به تاثیر شیر مادر در افزایش نرخ هوش کودکان باید گفت، نه تنها از زمان شروع مدرسه بلکه از روز اول تولد نوزاد، مادران نقش زیادی در افزایش هوش فرزندان خود ایفا میکنند.
علاوه بر این، نوع برنامه غذایی که مادران شیرده در طول روز مصرف میکنند، ارتباط مستقیمی با سلامت و هوش نوزادان دارد. به همین دلیل باید مصرف اسیدهای چرب امگا 3 و امگا 6 که در رشد مهارتهای ذهنی کودک نقش بخصوصی دارد، در اولویت برنامه غذایی مادران قرار بگیرد. برای آشنایی با سایر انواع هوش کودک کلیک کنید.
در آغوش کشیدن نوزاد و مورد محبت قراردادن او باعث افزایش رشد تواناییهای ذهنی میگردد. در واقع وقتی کودک مورد حمایت عاطفی والدین قرار داشته باشد، احساس امنیت میکند و اعتماد به نفس زیادی به دست میآورد. افزایش اعتماد به نفس کودک سبب میشود که به تواناییهای خود اعتماد کند و به خلاقیت و اکتشاف بپردازد. در نتیجه رشد مهارتهای خلاقانه، هوش کودک افزایش مییابد و مهارتهای ذهنی او تقویت میشود.
اختصاص دادن مدت زمان زیادی به تماشای تلویزیون، باعث کند شدن رشد مهارتهای شناختی در کودک میشود. به جای اینکه کودک ساعتها بنشیند و بدون مهارت فیزیکی تلویزیون تماشا کند، بهتر است به کند و کاو درباره محیط پیرامون خود بپردازد و بازیهای انجام دهد که باعث تحرک و تفکر او بشود. به مرور این مسئله باعث تقویت هوش نوزاد خواهد شد. توصیه می کنیم مقاله تلویزیون دیدن نوازد را مطالعه نمایید.
برای آشنا کردن کودک با دنیای کتاب هیچ وقت زود نیست و نباید منتظر شد تا کودک به مدرسه برود و توانایی خواندن و نوشتن را فرا بگیرد. از همان ابتدای تولد میتوان برای کودک قصه خواند، به ویژه وقتی کودک کمی بزرگتر شود، بهتر است از کتابهای مصور با تصاویر رنگی استفاده کرد تا نظر کودک را جلب کند. خواندن قصههای متنوع با صدای بلند برای کودک باعث رشد دایره لغات او میشود و از این طریق میتوان به تقویت هوش او کمک کرد. توصیه می کنیم مقاله قصه گویی برای کودک را مطالعه نمایید.
تحقیقات مختلف در زمینه رشد مهارتهای ذهنی کودک حاکی از تاثیر موسیقی بر افزایش هوش آنها میباشد. امروز کلاسهای موسیقی مادر و کودک وجود دارد که کمک میکند در کنار پیوند عاطفی عمیق میان کودک و مادر، هوش موسیقیایی کودکان نیز بالاتر رفته و بتوانند باعث پیشرفت خود شوند. به طور کلی میتوان نقش موسیقی بر رشد مهارتهای شناختی نوزاد را در موارد زیر خلاصه کرد.
توصیه می کنیم مقاله استعدادیابی موسیقی کودک را مطالعه نمایید.
بازیهای مختلف مانند خانه سازی، پرتاب توپ به یک نقطه مشخص، تشخیص رنگها و اشکال مشابه از جمله انواع بازیهای چالشی هستند که ذهن کودک را درگیر میکند و قوه تفکر او را رشد میدهد. برای آشنایی بیشتر با روشهای استعدادیابی کودکان کلیک کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه نوزاد و کودک میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
کودک به دلیل الگو پذیری از والدین خود میتواند فعالیتهای مختلف را یاد بگیرد. در قالب بازی میتوان آموزشهای زیادی به کودک یاد داد و به رشد مهارتهای شناختی او کمک کرد.
برای رشد مهارتهای حرکتی لازم است که تمام بدن فعالیت داشته باشد. انواع بازیهای ساده فیزیکی مانند قل دادن توپ یا فوتبال بچگانه میتواند در این زمینه موثر باشد.
آیا از ویژگیهای پدر خوب بودن اطلاع دارید؟ شاید به مانند خانمها آقایان آرزوی بچهدار شدن نداشته باشند، اما هر مردی بعد از تولد فرزندش احساس متفاوت پدر شدن را درک میکند. گاه پدران برای آنکه بتوانند این وظیفه را به بهترین نحو انجام دهند، دچار افراط و تفریطهایی میشوند که به جای کمک به تربیت و رشد فرزندشان موجبات آسیب او را فراهم میکنند. بنابراین به پدران نیز توصیه میشود حتما دانش خود را در ارتباط با فرزندانشان افزایش دهند و تمام مسئولیت فرزندپروری را به عهده مادر نگذارند. برای آشنایی با نقش پدر در تربیت فرزندان کلیک کنید.
منبع: پدر خوب بودن به چه پیش زمینه هایی نیاز دارد؟ | ویژگی های پدر خوب
در بیشتر توصیههای تربیتی متخصصان و کارشناسان به رفتار مادران تمرکز میکنند. در این میان تا حد زیادی نقش پدران و چگونگی پدر خوب بودن نادیده گرفته میشود. این در حالی است که نحوه پاسخ دهی پدران به نیازهای هیجانی فرزندان میتواند در نحوه شکل گیری عقاید، باورها و احساسات آنها نقش بسیار تاثیرگذاری داشته باشد.
برای مثال بررسیهای روانشناسی نشان میدهند دریافت حمایت کافی از جانب پدر در دوران رشد به افزایش اعتماد به نفس فرزندان کمک میکند و سلامت روان آنها را در جنبههای مختلف بالا میبرد. در همین راستا بسیار اهمیت دارد که پدران نیز با توصیههای تربیتی آشنا باشند و بتوانند نقش فعالی در پرورش فرزند خود ایفا کنند. برای آشنایی بیشتر با مباحث آموزش پدر و مادر کلیک کنید.
برای آنکه بتوانید پدر خوبی برای فرزند خود باشید لازم است در این زمینه آموزش ببینید و مهارتهای لازم را در خود ایجاد کنید. در ادامه از منظر روانشناسی به ارائه چند راهکار برای ایفای نقش یک پدر خوب پرداختهایم. در صورتی که در اعمال ویژگیهای زیر دچار دشواری شدهاید، حتما از خدمات مشاوره کودک استفاده بفرمایید.
پس از اینکه فرزند شما به دنیا میآید باید بتوانید روحیه فداکاری و تعهد را در خود تقویت کنید. در همین راستا لازم است همیشه سلامت و منفعت فرزندتان را در اولویت قرار دهید و عادتهای نادرست خود را کنار بگذارید. برای مثال ممکناست تا قبل از به دنیا آمدن کودک بتوانید هرجایی سیگاربکشید یا رفتارهای تغذیهای نامناسبی داشته باشید. اما پس از تولد فرزندتان باید عادات خود را تغییر دهید. رفتارهای بالغانهتری از خود نمایش دهید. چرا که انجام کارهایی نظیر سیگار کشیدن به سلامت جسمانی کودک آسیب میرساند و از منظر روانشناختی نیز الگو برداری منفی خواهد کرد.
یک پدر خوب با مراقبت درست و به جا احساس امنیت را در فرزند خود ایجاد میکند. در همین راستا لازم است که همواره به فرزندتان نشان دهید از او حمایت میکنید و تحت هر شرایطی در کنار او خواهید ماند. حمایت و مراقبت شما باید نامشروط باشد. برای مثال اگر کودک کار بدی انجام داد به او نگویید که دیگر پدر او نیستید یا مراقبت خود را قطع خواهید کرد. این کار احساس اضطراب زیادی را به بچهها منتقل میکند و میتواند زمینه ساز بروز آسیبهای روان شناختی مختلف در آنها شود.
بسیاری از پدرها زمان به خصوصی را برای بودن در کنار فرزندشان اختصاص نمیدهند و همه وظایف را به مادر محول میکنند. همین امر باعث میشود که از کودکی صمیمیت چندانی بین پدر و کودک شکل نگیرد. برای تقویت ارتباط والد فرزندی لازم است زمانهای مشترکی را با فرزندتان بگذارنید. در این زمان میتوانید به انجام یک بازی بپردازید یا فعالیتهایی نظیر خواندن کتاب یا دیدن یک برنامه کودکانه را در برنامه خود قرار دهید.
بسیاری از مردان از ابراز احساسات و هیجانات خود میهراسند و فکر میکنند اگر عواطفشان را به کودک نشان دهند جذبه خود را نزد او از دست میدهند. این در حالی است که فرزندان تنها به پرورش احساس دلبستگی با مادر نیاز ندارند و برقراری رابطه عاطفی با پدر نیز در سلامت روان آنها تاثیر میگذارد. در نتیجه لازماست که تلاشکنید گاهی اوقات در مورد احساس محبتی که به فرزندتان دارید صحبت کنید یا با انجام اعمالی نظیر در آغوشکشیدن و نوازش عشقتان را نشان دهید.
یکی از مهمترین خصوصیات برای پدر خوب بودن این است که بتواند رفتار شایستهای با همسر خود داشته باشد. چرا که پدر به عنوان یکی از مهمترین الگوهای زندگی کودک میتواند در رفتار او با مادرش نقش بسزایی داشته باشد. همچنین بدرفتاری با مادر با تاثیرگذاری در خلق او منجر به تجربه تنش و اضطراب زیادی در کودکشده و زمینه بروز انواع مشکلات روانی را فراهم میکند.
کنترل بیش از حد و بر عکس سپردن همه تصمیمات به کودک با مفهوم پدر خوب بودن در تضاد است. شما به عنوان پدر باید از زندگی، خواستهها و نیازهای او اطلاع داشته باشید. فرزندتان در هر سنی به حضور شما نیاز دارد. برخی از پدران امور کودک خردسالشان را کاملا به مادر واگذار میکنند. در حالی که پدر خوب در هر برهه زمانی باید نسبت به اتفاقات و تصمیماتی که برای فرزندش گرفته میشود نقش داشته باشد.
برای مثال مادر به دنبال لباسی مناسب مهمانی برای دختر 5 ساله اش است. از پدر دخترش میخواهد در مورد خرید لباس نظر دهد و همراه آنان باشد. اما در عوض پدر میگوید: “این مسائل به من ارتباطی نداره، هر چی خودتون دوست داری بخر، فقط پول اگر کم آوردی بگو برات کارت به کارت کنم”. این دست رفتارها از چنین پدری در موقعیت های دیگری نیز دیده میشود. در طول زمان متوجه پیامدهای آن خواهید شد.
شاید شما هم دیدهباشید که در برخی خانوادهها با ورود پدر، بچهها باید آرام باشند. چرا که پدر از سر و صدا آزرده میشود. پدر خوب بودن تنها به معنای تامین نیازهای مادی فرزند نیست. القای احساس شادی از جانب پدر نیز ضرورت دارد. بازی راهی برای برقراری ارتباط با کودک و نوجوان است. پدر به واسطه بازی قادر به تربیت آنها میباشد. کافیاست بعد از کمی استرحت با فرزندتان بازی کنید. و یا حداقل به آنها اجازه بازی در کنارتان را دهید.
پدر خوب بودن به معنای تن پرور بارآوردن کودک نیست. شما باید در کنار رفع نیازهایش، به او استقلال را نیز بیاموزید. پدر خوب میداند که باید به نیازهای فرزندش رسیدگی کند. اما گاهی این رفتار باعث وابستگی بیش از حد و ناتوانی فرزند در رفع نیازهای فردی خودش میشود. شاید بگویید او هنوز بچهاس و وقت برای یادگیری استقلال وجود دارد. در حالی که شما برای تربیت و آموزش چنین مفاهیمی وقت زیادی ندارید. شخصیت فرزند شما در سالهای اولیه (5سال اول) زندگی او شکل میگیرد. پس برای آموزش منتظر بلوغ و بزرگ شدنش نباشید.
برای آشنایی با جدیدتری روش های تربیت فرزند کلیک کنید.
در اکثر خانوادهها مادر وقت بیشتری با فرزندان میگذارد. پس طبیعتا مادر از خلق و خو و وضعیت فرزندان اطلاع دقیقتری دارد. پس پدر خوب با مادر در مورد فرزندانش مشورت میکند. برای مثال پدر قصد وقت گذرانی با پسر 11 ساله اش دارد، و بدون مشورت او را به شهربازی میبرد. در حالی که فرزندش علاقه زیادی به استخر دارد.
پدر خوب بودن کار آسانی نیست. شما علاوه بر رسیدگی به کارهای خودتان باید به امور فرزندتان نیز برسید. برخی پدران به واسطه شغلشان زیاد در منزل حضور ندارند. اما دلیل خوبی برای در دسترس نبودن نیست. پدر خوب راهی برای در دسترس بودن ایجاد میکند. در قدم بعدی چه خوب اگر او را در برخی امور مشارکت دهید. برای مثال اگر راننده تاکسی هستید، از او بخواهید که هر از گاهی در رسیدگی به خودرو کمکتان کند. و یا امور پیچیده تر را پله پله به او یاد بدهید. این گونه حس مسئولیت پذیری را نیز در او افزایش خواهید داد.
برای دریافت مشاوره در زمینه پدر خوب بودن میتوانید در هر ساعت از روز برای مشاوره تلفنی کودک از طریق شماره 02191002360 با برترین متخصصان کلینیک تخصصی نی نی مایند تماس حاصل نمایید.
بله، در جلسات مشاوره کودک و نوجوان میتوانید از یک درمانگر برای حل مشکلات و ارتقای کیفیت روابط خود کمک بگیرید.
در شرایطی که پدر و مادر رابطه خوبی ندارند کودکان اغلب احساس اضطراب کرده و نوعی دوگانگی را در درون خود تجربه میکند. این مسئله رابطه والد فرزندی را نیز تحت تاثیر خود قرار میدهد.
منبع: پدر خوب بودن به چه پیش زمینه هایی نیاز دارد؟ | ویژگی های پدر خوب